تغییر فصل‌ها فرصتی برای تربیت و یادگیری کودکان است

فصل‌های مختلف فرصت خوبی برای انجام گردش علمی و آموزش تغییرات در طبیعت در فضای باز و حیاط مدرسه یا پارک محله است و مربیان می‌توانند از این فرصت به مراتب بهتر و جذاب‌تر از کلاس برای یادگیری کودکان استفاده کنند.

مرضیه اسکندری که نزدیک به ۴۰ سال تجربه و سابقه کار با کودکان پیش دبستان یا همان مهد کودک‌های قدیم و آموزش و تدریس به دانش‌آموزان دبستانی را دارد در گفتگویی با سایت پاپالو با بیان این مطلب گفت: “گردش علمی در حد پارک و حیاط مدرسه اولین نکته‌ای است که در هر فصل با هدایت و راهنمایی مربی توجه بچه‌ها را به خود جلب می‌کند. برای مثال تغییر رنگ، شکل و حالت برگ‌‌ها در پاییز، با تدبیر و درایت مربی، پرسش‌های مختلفی را در ذهن کودکان ایجاد می‌کند. زیرا آنان دوست دارند در باره تغییر حالت برگ‌ها بیشتر بدانند و به همین دلیل پرسش‌های مختلفی را با مربی یا سایر دوستان خود در میان می‌گذارند. مربی با راهنمایی خود ضمن پاسخگویی به کنجکاوی بچه‌ها می‌تواند بخشی از پاسخ سؤالات را به خود بچه‌ها بازگرداند تا آنان نظرات خود را مطرح و در پایان، مربی به پرسش‌های باقیمانده پاسخ دهد.”

وی در همین رابطه افزود: “من گاهی از بچه‌ها می‌خواستم تا نمونه‌هایی از برگ‌های رنگارنگ را برای خودشان جمع کنند و آنها را لای دفتر یا یک چیز دیگر نگهداری کنند. یادگیری در گردش علمی اغلب برای بچه‌ها جالب‌تر و جذاب‌تر از محیط کلاس است و بچه‌ها از شرکت در این فعالیت استقبال می‌کنند. زیرا کودکان خودشان با کنجکاوی در فضای حیاط انواع و اقسام برگ‌ها را شناسایی کرده و تفاوت آنها را از نزدیک می‌بینند و در همین رابطه پرسش‌هایی را مطرح می‌کنند. همچنین برخی درختان مانند کاج و امثال آن که در تمام سال سبز رنگ هستند نیز کنجکاوی بچه‌ها را برمی‌انگیزد و پرسش‌هایی را در این زمینه مطرح می‌کنند که مربی با توجه به میزان دانایی بچه‌ها باید به آنان پاسخ لازم را بدهد. اینجاست که یادگیری با لذت همراه می‌شود و کودکان از گردش علمی لذت برده و شاید به دفعات متعدد خواستار انجام آن باشند.”

اسکندری، این مربی با تجربه در خصوص بهره بردن از نکات تربیتی در فعالیت گردش علمی طی دو فصل پاییز و زمستان نیز افزود: “ما تقریباً در اواخر زمان مدت گردش علمی در حیاط مدرسه، گاهی خطاب به بچه‌ها می‌گفتیم کاش با کمک هم می‌توانستیم این فضا را تمیز کنیم و یک محیط خوب و پاکیزه داشته باشیم. اینجا بود که بچه‌ها تشویق می‌شدند و با کمک هم شروع به جمع آوری برگ‌ها کرده و آنها را در کیسه‌ها ریخته تا هم فضا پاکیزه شود و هم اگر کاری پیش می‌آمد و نکته‌ای وجود داشت درباره آن با بچه‌ها صحبت می‌کردیم. برای مثال ممکن بود میوه‌های نیم خورده در وسط حیاط پیدا شود. اینجا بود که بچه‌ها سوال می‌کردند چرا این میوه نصفه خورده شده و چه کسی آن را بیرون انداخته و خلاصه پرسش‌هایی پیش می‌آمد که از کنار آن بچه‌ها یک سری نکات تربیتی را هم غیر مستقیم یاد می‌گرفتند. نکاتی همچون نظافت، صرفه‌جویی، اسراف و مانند آن را حول محور همین یک سیب نیم خورده مطرح می‌کردند و به کمک خود کودکان به جواب‌ها می‌رسیدیم.”

او در ادامه افزود: “ما مربیان گاهی از این برگ‌های پاییزی به عنوان مواد اولیه کاردستی در کلاس درس خود استفاده می‌کردیم و بچه‌ها با استفاده از تخیل خود شکل‌هایی را ساخته و در دفتر یا روی کاغذ می‌چسباندند. شاخه‌های خشک درختان و تنوع رنگ‌ برگ‌ها نیز فضایی شوق آور را در کلاس ایجاد می‌کرد و بچه‌ها گاهی با هم برگ‌ها را به خاطر تنوع رنگ مبادله می‌کردند تا کاردستی مورد نظر خود را بسازند. پرسش‌های بچه‌ها در مورد این اتفاقات و تنوع‌ها و تغییرات همیشه جالب و جذاب است. برای مثال سؤال آنان درباره اینکه چرا همین درخت در تابستان میوه داشت و حالا میوه و برگ هم  ندارد شروعی بود که من درباره تأثیر گرما و سرما برایشان توضیح دهم و آنان زمانی متوجه این موضوع می‌شدند که از فضای سرد حیاط  به داخل ساختمان آمده و از گرمای بخاری استفاده کرده و متوجه تفاوت گرما و سرما می‌شدند.”

دیدگاهی بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی با * علامت گذاری شده اند