ایجاد نشاط، برانگیختگی احساسات و کسب لذت، الگو پذیری و تمایل به ادامه بازی و به نتیجه رساندن آن، از ویژگیهای عمومی بازیها و وجوه مشترک آن در بین بچههاست.
کبری شهودی مربی باتجربه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در خصوص اهمیت و جایگاه بازی در حوزه تربیت و یادگیری نوآموزان میگوید: “کودک در بازیها میآموزد که با دیگران تعامل کند و برای رسیدن به موفقیت و پیروزی در بازی تلاش کند و اجازه دهد دوستانش در حلاوت این پیروزی سهیم شوند. همچنین کودکان در هنگامی که دوستان آنان در انجام یک فعالیت به موفقیت میرسند نیز خود را در شادی آنها سهیم میدانند و در این زمینه کودک میآموزد که قالبپذیری و انعطاف داشته باشد. کودکان در انجام بازیها، نظم، همکاری، رعایت حقوق دیگران و احترام به قوانین بازی را آموخته و آنها را رعایت میکنند.”
او که دانش آموخته پژوهش هنر در مقطع کارشناسی ارشد است در ادامه تأکید کرد: “مربی از طریق بازی میتواند نکات بسیاری را به کودکان یاد بدهد و فرصت تجربه کردنهای متعدد را برای آنان فراهم آورد. این فرصت هر بار میتواند در یک قالب مانند برف بازی، خاله بازی و سایر بازیهای دیگر برای کودکان مهیا شود.”
شهودی سپس یادآور شد: “مربی میتواند از طریق بازی، قدرت توصیف اشیا، محیط و افراد را در کودکان بالا ببرد اما باید مراقب باشد که برای مثال قشنگ بودن زمستان را محدود به این نکته نکند که چون برف بازی میکنیم پس این فصل زیباست. زیرا این نتیجهگیری غیر منطقی به نظر میرسد. چون قرار نیست در همه اقلیمها در زمستانها، کودک شاهد بارش برف باشد. بنابراين باید نکاتی بزرگ و مهم شود که اگر برای نمونه درست کردن گلوله برفی و آدم برفی امکان نداشت، کودک ما باز هم از زمستان لذت ببرد. توصیف خود زمستان، گرم بودن بخاری، گرم و نرم بودن لباس های زمستانی، پوتینی که در زمستان میپوشیم، کلاه و شال گردن، دیدن رد پای کلاغ روی برف، چای داغ کنار مامان، یک پیاله آش رشته، قصهای که میتوان در شبهای این فصل شنیده شود و یک سلسله نکات دیگر را که همواره میسر و ممکن هست را برای اهمیت زمستان برای او مطرح کنیم و در کنارش به بر ف بازی در صورت بارش برف هم اشاره کنیم. کودک باید با راهنمایی مربی بداند که در این فصل و شبهای طولانی آن میتوان در جمع خانواده نشست برای مثال آلبومهای خانوادگی را ورق زد و از زبان پدربزرگ و مادربزرگ و یا دیگر بزرگترهای خانواده چیزهای جالب و جدیدی را شنید و یاد گرفت.”
وی در پایان نیز گفت: “بازیها برای این گروه سنی شناور است. کودک از مامان بازی شروع میکند و بچه را تر وخشک میکند و با ماشین بازی ادامه میدهد و در ادامه به خانه خاله میرود و همینطور نقش عوض میکند. مربی نیز باید نیاز آنها را درک کند و بچهها را مطابق نیازشان هدایت کند و برای اینکه نبض کارگاه دستش باشد، بازی در بازی ارائه کند. مربی خلاق باید بلد باشد اگرکودکی از جمع خارج شد، بازی جدید طرح کند و ناخودآگاه کودک را بدون آنکه مورد اشاره قرار بگیرد، میان بچهها قرار دهد و اجازه دهد تا راحت به کار مورد علاقهاش اقدام کند. این گونه است که کودک خود را از دیگران جدا نمیداند.”