اجرای نمایش خلاق توسط نوآموز با تسهیلگری و هدایت مربی، زمینهساز آزادسازی خلاقیت کودک است، به طوری که هم به بهترآموزی او کمک میکند و هم به استعدادیابی کودک منتج میشود.
فاطمه موسوی ثابت مربی مسئول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که بیش از دو دهه تجربه فعالیت در حوزه کودکان دارد در خصوص نقش و جایگاه نمایش خلاق برای نوآموزان گفت: “وقتی مربی قصهای برای کودک میگوید، حس شنوایی کودک را همراه میکند. کودک از حس شنوایی خود استفاده میکند و در ذهنش تصاویری خلق میکند. آنگاه این تصاویر و حرکات به صورت بالقوه در ذهن میماند. اما زمانی که کودک نمایش خلاق اجرا میکند، تصاویر خلاق ذهن او به صورت فعال بروز و ظهور مییابد. نوآموز وقتی خودش را جای شخصیت قصه میگذارد، همذات پنداری را تجربه میکند و غم، شادی و سایر احساسات را تجربه و بازی میکند. بدین ترتیب، او در لحظه، هم میسازد و هم میآموزد.”
موسوی ثابت که دکترای زبان و ادبیات فارسی دارد و برای کودکان نیز مینویسد در ادامه میافزايد: “نمایش خلاق به صورت فردی و یا گروهی قابل اجراست. در نمایشهای گروهی، کودک همکاری را میآموزد و به صورت غیر مستقیم فعالیت گروهی و ارتباطی را یاد میگیرد. او میآموزد که برای به نتیجه رسیدن، باید با گروه تعامل کرد. بدین ترتیب است که از طریق اجرای نمایش خلاق، مهارتهای اجتماعی و ارتباطی بین کودکان تقویت شده و این نکات در ذات کودکان نهادینه میشود.”
او در خصوص نقش نمایش خلاق در بهبود و ارتقای مهارتهای زبانی هم معتقد است: “هر انسانی با تمرین، موفق به کسب مهارتهای مختلف میشود. کودک با استفاده از کلمات مختلف و تمرین آنها در قالب نقشهای متفاوت، دایره لغات غنیتری خواهد داشت و این امر در زمینه ارتباطگیری او با هم سن و سالانش و بیان احساسات و افکارش بسیار مفید خواهد بود. کودکی که از زبانش بهتر بهره میگیرد، یک کودک اجتماعیتر و موفقتر خواهد بود.”
این مربی در خصوص نمایش خلاق و نقش آن در گسترش تخیل و خلق ایدههای جدید کودکان میگویند: “مهمترین نقش در زمینه نمایش خلاق، بر عهده مربی است. البته مربی فقط تسهیلگر است اما او شرایط را طوری آماده میکند که کودک بتواند خلاقیت خود را به ظهور برساند. مربی با انتخاب قصهای مناسب برای سن کودک، هم از نظر فضای قصه، هم پیام و هم زمینه اجرای نمایشی آن (دراماتیک بودن) میتواند زمینه را برای یک نمایش خوب فراهم کند. او با انتخاب درست و به جا و راهنماییهای لازم در زمینه اجرا، میتواند موتور خلاقیت کودک را به حرکت بیندازد. نقشهای کودکان باید ساده، راحت و قابل اجرا باشد. به عنوان مثال در قصه مهمانهای ناخوانده، مربی میتواند خودش راوی باشد و هم چنین نقش پیرزن را به عهده بگیرد و کودکان هر کدام یکی از مهمانهایی میشوند که با دیالوگهای ساده به جمع آنها اضافه شوند.”
این مربی در پایان تأکید کرد: “کودک با تجربه کردن است که میآموزد و آموختههای دوره کودکی برای همیشه در خاطر فرد باقی خواهد ماند. وقتی موضوعی از حالت دیداری و شنیداری صرف، به حالت تجربی در میآید و کودک را در شرایط همسان قرار میدهد، تجربهای مشابه با همان در ذهن او ساخته میشود. برای مثال کودک میآموزد راستگویی همیشه بهتر ازدروغگویی است، چون در نمایشی آن را تجربه کرده است. او یاد می گیرد شجاعت و دانایی، رمز رسیدن به موفقیت است، چون در یک نمایش، آن را اجرا کرده است. از آنجایی که این یادگیریها همراه با لذت بوده، تاثیر ماندگارتری در ذهن بچهها باقی میگذارد.”