
بازیهای گروهی؛ راهی مؤثر برای تربیت و یادگیری کودکان پیش دبستانی
بازیهای گروهی نه تنها سرگرمکننده هستند بلکه در توسعه مهارتهای اجتماعی، عاطفی و شناختی کودکان ۵ تا ۶ ساله نقشی حیاتی ایفا میکنند.
يکي از فعاليتهای لذتبخش و سازنده براي کودکان بازی است. بازی روی رشد جسمی، عاطفی، ذهنی، آموزشی، اخلاقی، شخصيتی و اجتماعی کودکان تأثير میگذارد. اغلب در هنگام بازی کودک با چالش مواجه میشود و با حل اين مشکلات و چالشها، توانايی حل مسئله آنها افزايش مييابد. بازي انگيزه يادگيری را ايجاد و توجه و علاقه کودکان را جلب ميیکند. گاهی کودک، بدون آنکه احساس کند، در طی بازی به تکرار و تمرين مفاهيم يا مهارتهای دشوار میپردازد و از اين طريق میآموزد.
زمانی که دنیا را از قد و قامت بچهها نگاه کنید، معنی بازی بچهها را درک و احساس میکنید. اگر میخواهيد با آنان بازی کنید، از بالا به آنها نگاه نکنید. بلکه کنار کودکان بنشینید و هم قد آنها باشید تا معجزه بازی را ببینید و احساس کنید. دستور دادن به کودکان در بازی، پاسخ و نتیجهای به دنبال ندارد
بازی شغل بچههاست. یادتان باشد هیچ وقت نمیتوانید وارد دنیای بچهها بشوید اگر آن دنیا را نشناسید. در اطراف همه آدمها یک حیطهای وجود دارد که حیطه امن آنهاست. امکان ندارد شما را وارد آن حیطه امن کنند. در این حیطه، پدر، مادر، پدربزرگ، مادربزرگ و اقوام نزدیک حضور دارند. اما شما که برای آنان غریبه هستید امکان ورود ندارید. شاه کلید ورود به دنیای کودکان بازی است.
بازی کسب لذت است. اگر کودکی در حین بازی دچار اشتباه شد و شما بر سر او جیغ و داد کردید که مثلاً این کار تو اشتباه بود، مطمئن باشید که درِ ارتباط با او را بستهاید. وقتی کودک با شیوه خودش به شما سلام کرد، اگر به او پاسخ ندهید، اینجاست که او دیگر با شما راه نمیآید. مربی باید بتواند کودک غیر همراه را همراه کند. همراه کردن کودکان دستچین شده که هنری نیست.
بازیها یا ساختارمند هستند یا غیر ساختارمند. بین این دو مجموعه، بازیهای تلفیقی قرار میگیرد. بازیها از زمان شروع تا پایان دارای ۶ مرحله هستند. کودک حتی از زمان تولد به واسطه بازی، در حال کشف کردن است. اولین مرحله آموزش، مشاهده است.
کودک تا دو سالگی شاید با دنیای بیرون هم خیلی کاری نداشته باشد حتی اگر مادر هم کنار او نشسته باشد. کودک بیشتر با خودش سرگرم است و در این سن بازیهای تعاملی برای بچهها ضرورتی ندارد.
بازیهای موازی مخصوص بچههای بالای دو سال است. بازیهای ارتباطی هم ویژه کودکان ۳ و ۴ ساله است. بازیهای مشارکتی هم همان چیزی هست که ما دوست داریم. یعنی همه چیز باهم و در کنار هم.
اما یادمان باشد که روان بچهها ارزشش از همه چیز بیشتر است. هر مشکلی در زندگی ما هست، ریشه در کودکی دارد. چیزی که در کودکی در ذهن ما حک میشود، یا پاک نمیشود یا خیلی سخت پاک میشود.
اگر میخواهید کاری را انجام بدهید از قبل آن را بنویسید. این یادداشتها گنجینه شماست. همزمان با نوشتن، آن فعالیت و برنامه در ذهن شما حک میشود.
بازی برای خودش اسم، هدف و مراحل انجام دارد. مربی باید بازیهای متعدد بلد باشد تا در موقعیتهای مختلف از آن استفاده کند. مربی باید بداند که با انجام این بازی میخواهد چه مهارتی را به کودکان یاد بدهد.
یک مربی وقتی تواناست که بتواند از هر چیزی، حتی دستمال کاغذی، لیوان، قاشق، بشقاب و … بازی بسازد. باید نگاه و دید شما، بازی باشد تا هر چیزی را بازی ببینید. اگر کار و شغل شما، بازی باشد و آن را عشق خودتان بدانید، در این کار موفق خواهید شد.
مجموعه ابزارها و وسایل کار یک مربی برای بازی با بچهها، گنجینه اوست. اگر با کمترین امکانات یا هیچ ابزار خاصی توانستی مربی خوبی باشی، درست است.
مربی باید قابلیت انطباق با خودش، شرایط موجود، کلاس و بچهها داشته باشد. اگر اینطور باشیم، حال دلمان تغییر میکند. گاهی لازم است از هیچ کاری نکردن بازی ساخت. بچهها نسخه مینیاتوری آدم بزرگها نیستند. آنها هم خسته و بیحوصله میشوند، از آنها توقع اضافی نداشته باشید.
ما جزو آخرین نسل خوشبخت بودیم زیرا بازیهای کوچه را تجربه کردیم. هر نسل بازیهای خاص خودش را تجربه کرده است.
اگر کودک یک حرکت را در یک بازی ۱۰ بار انجام داد و هر ۱۰ بار آن حرکت، از نظر شما اشتباه بود و با حرکت موردنظر مربی تطابق نداشت اصلاً مهم نیست. درصدد اصلاح آن نباشید. او در حال بازی کردن است و از آن لذت میبرد. سرانجام کودک خودش آن حرکت را اصلاح میکند. اگر از کودک ایراد بگیرید و بگویید این حرکت تو اشتباه بود، او را شکستهاید. قرار نیست بچهها در فعالیتهای پیش دبستانی مدال بگیرند. در پاسخ گرفتن از کودک، صبور باشید.
یک مربی باید بداند که در این حرفه ارتباطش مستقیم با کودکان و آینده بچهها است. شما سمبل و الگوی کودکان محسوب میشوید.
در بازیهای بچههای پیشدبستانی برنده و بازنده نداریم. از ابزارها و وسایل هم شکل و یک مدل برای بازی کودکان استفاده کنید. برای بچهها پذیرفتن تفاوتها سنگین است.
گاهی همین کودکان وقتی به خانه میروند شما را به عنوان الگو مطرح میکنند. خودتان را باور کنید، تربیت نسل بعدی با شماست.
برخی از مهارتها مقدماتی هستند یعنی باید وجود داشته باشد تا بتوانیم مراحل دیگر را کسب کنیم. یک سری از مهارتها بنیادیاند. مانند اینکه اول باید بتوانم راه بروم تا به دنبال آن دویدن را هم یاد بگیرم. در واقع اینها مانند یک زنجیر و حلقههای آن به هم متصل هستند.
باید آگاهی از بدن را در کلاس با بچهها تمرین کنیم یعنی اعضای بدن خود را شناخته و کارکردهای آن را بدانند.
آگاهی ارتباطی، یعنی من بلد باشم که چگونه با شخص کنار دستی خودم، مربیام، مادرم و پدرم ارتباط برقرار کنم.
وقتی کودکی امروز سر کلاس شما حاضر میشود و شما از حال و روز دیروز و دیشب او خبر ندارید، باید بدانید که چطور با او در هر جلسه ارتباط بگیرید.
در چگونگی ارتباط گرفتن با بچهها قانون صفر و صد حاکم نیست.
ما برای برخورد با بچهها و رفتار کردن با آنان یک سری تئوریها یاد گرفتهایم اما عملیاتی کردن آن خیلی مهم است.
در بازیهای حرکتی مراحلی وجود دارد که بچهها باید آن را طی کرده تا به یک نتیجه برسند. حرکات دیگری هم مانند راه رفتن، دویدن، جهیدن، سر خوردن، یورتمه رفتن، لی لی رفتن، سکسکه رفتن، کوهنوردی کردن و خزیدن هم داریم.
در فروشگاه سبد خرید چرخدار را به دست کودک بدهید تا حرکت با او باشد. به کودکان مسئولیت بدهید، آنها از این کار لذت میبرند. برای مرتب کردن اتاق بین خودتان با کودک مسابقه بگذارید و اجازه بدهید او برنده باشد.
از بازیهای تعادلی مانند چرخیدن، پیچش، غلط زدن، خم شدن هم میتوانیم استفاده کنیم. یعنی فرض کنید توپهایی روی زمین هست و بچهها دولا شده و آنها را برمیدارند و بالا میآورند و بعد آن را به سمتی پرتاب میکنند و یا به دوستان خود میدهند اینها جزو مهارتهای کار ما است که باید با بچهها تمرین کنیم.
بازی تعادلی از روشهایی است که به شکلی مؤثر منجر به بالابردن دقت و تمرکز کودکان میشود.
همیشه در کلاسها و کارگاهها سؤال بپرسید و تا زمانی که جواب آن را دریافت نکردهاید ادامه بدهید.
همیشه برای بچهها فرصت پرسیدن سؤال و پرسش را فراهم کنید.
جواب یک سؤال مبنای سؤال دیگری میشود. چرخه پیشرفت از پاسخی شروع میشود که منجر به پرسش دیگری بشود.
بازیهای گروهی نه تنها سرگرمکننده هستند بلکه در توسعه مهارتهای اجتماعی، عاطفی و شناختی کودکان ۵ تا ۶ ساله نقشی حیاتی ایفا میکنند.
ایجاد نشاط، برانگیختگی احساسات و کسب لذت، الگو پذیری و تمایل به ادامه بازی و به نتیجه رساندن آن، از ویژگیهای عمومی بازیها و وجوه مشترک آن در بین بچههاست.
کودکان معمولاً نمیتوانند برای مدت طولانی روی یک کار تمرکز کنند، اما وقتی صحبت از خاک به میان میآید، میتوانند در کار خود غرق شوند و این یکی از خواص آرامش دهنده بازی با خاک رس است.